close
متخصص ارتودنسی
علیرضا سلیمانی متعلق به خاطرات دهه شصت
سایت خبری کلاغ خبرنگار گناباد

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

سایت خبری «کلاغ خبرنگار» ، توسط رسول احمدی فر، باهدف رساندن خبرهای تازه ی گناباد (دیار بزرگترین قنات دنیا)، ساخته شده است. لطفا دیدگاه های خود را اعلام فرمایید.

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 2
  • بازديد امروز : 107
  • بازديد ديروز : 110
  • آي پي امروز : 12
  • آي پي ديروز : 14
  • ورودی امروز گوگل : 4
  • ورودی گوگل دیروز : 6
  • بازديد هفته : 682
  • بازدید ماه : 2,232
  • بازدید سال : 9,921
  • كل بازديدها : 48,994
  • ای پی شما : 54.162.159.33
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 2
  • كل مطالب : 108
  • كل نظرات : 30
  • امروز : یکشنبه 01 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظر سنجی

کلاغ خبرنگار تاچه حدی توانسته آگاهی شما را بالا ببرد؟





شما چه خبرهایی رو در کلاغ خبرنگار دنبال می کنید؟














اسکریپتهای اختصاصی


لطفا کمی صبر کنید ...

بازدید : 5 | تاریخ : شنبه 03 خرداد 1393 زمان : 16:52 | نظرات ()

soleimani-2علیرضا سلیمانی جزء نام هایی بود که همیشه نامش گوش و دل ما را به سمت خود می برد  و همیشه  اعلام تاریخ مسابقه اش با سوخته سرایی که بسیار کم هم بر گزار شد نقل محفل من و دوستان بود. در آن دوران بحث دیدن مسابقات و خواندنش از مجله دنیای ورزش چیزی بود و تفسیر مسابقات و حوادث ورزشی در پاتوق های خیابانی چیزی دیگر

علیرضا سلیمانی در کنار جنگ ، آهنگران و کوپن  فضای پر رنگی را درخاطرات دهه شصت نگارنده  پر کرده است.

در آن دوران تلویزیون فقط دو شبکه داشت و تنها بر نامه ورزشی که تقریبا وظیفه پوشش همه اتفاقات ورزشی را بر عهده داشت بر نامه ورزش و مردم بود که آن را بهرام  شفیع اجرا می کرد.

و من علاقمند به کشتی و فوتبال باید در تمام هفته  صبر می کردم تا اینکه بهرام شفیع در صفحه تلویزیون ظاهر شود و چند لحظه از کشتی یا فوتبال بر ما عرضه دارد  .

وقتی اعلام می شد که هفته دیگر مسابقه بین سوخته سرایی و سلیمانی بر گزار می شود با دوستان کنار هم می نشستیم و تحلیل پشت تحلیل، پیش بینی پشت پیش بینی . اما زمان مسابقه که فرا می رسید مسابقه به دلیلی بر گزار نمی شد و با اینکه بنده در آن دوران طرفدار سوخته سرایی  بودم اعتراف می کنم که بیشتر این بر گزار نشدن ها به دلیل پا پس کشیدن علیرضا سوخته سرایی انجام می گرفت.  گویا در دورانی که سلیمانی بسیار جوان بوده است سوخته سرایی شکستش داده بود  و نمی خواست در زمانی که سلیمانی تجربه و جوانی را با هم داشت آن شیرینی پیروزی از کفش بیرون برود بنابراین تا می توانست زیر بار مسابقه با علیرضا سلیمانی نمی رفت. یکی دو بار هم  که مسابقه انجام شد  یا هر دو سه اخطاره شدند و یا نتیجه مساوی رقم خورد.

و اما شب مسابقه با بومگاتنر آمریکایی در سال 1989 از آن شب هایی است که برای من فراموش نخواهد شد. بعد از مدت ها که ایران  در مسابقات جهانی کشتی مدال طلا نگرفته بود سلیمانی به فینال رسید آن قدر هیجان بر من غالب شده بود که قدرت شنیدن اخبار ورزشی ساعات اول شب را نداشتم. از خانه بیرون آمدم  و مثل همیشه علاف سر کوچه ایستادم ، ناگهان دیدم یکی از دوستان  گرمابه  گلستان  از کوچه سمت راستم به طرف منزل ما پیچید ، داشت می دوید تا مرا دید فریاد زد سلیمانی قهرمان شد  و اکنون من مانده ام که  چگونه آن حالات را با قلم ناقص توصیف کنم . ای کاش شاعر می بودم ای کاش نویسنده بودم و می توانستم برای شما نقل کنم که بر من چه گذشت.

و اما خاطره حدود ده دقیقه هم کلام شدن با علیرضا سلیمانی نیز در گوشه های ذهنم همیشه  مرا به وجد در می آورد.

 سال هزار و سیصد و شصت و سه یا چهار بود مسابقات کشتی قهرمانی کشور در مشهد انجام می شد  و من که همیشه برای مسابقات ورزشی حتی تا تهران می رفتم  بار سفر را به سمت مشهد بستم ،صبح و عصر در سالن مهران و  گذراندن شب در حرم.

آن روزها مسابقات در سه روز بر گزار می شد ویادم می آید که امیر رضا خادم هیجده ساله در آن سال به فینال وزن شصت و هشت کیلو رسید و در مسابقه فینال یک بر صفر به علی اکبر نژاد کشتی گیر با تجربه آن روزگار باخت ودوم شد و از همان سال نیز بود که پیشرفت امیر رضا خدام و حرکت او به سمت مدالهای جهانی آغاز شد.

داشتم خاطره هم کلام شدنم را با علیرضا سلیمانی عرض می کردم  مسابقه عصر ساعت 4 برگزار می شد  و من ساعت 3 بعد از ظهر وارد سالن مهران شدم و در نزدیک در ورودی روی سکوی دوم نشستم سالن خالی بود به طرف چپ نگاه کردم دیدم نزدیک من رستم مانندی نشسته است باور نمی کردم که علیرضا سلیمانی باشد با خودم گفتم هر طور که هست باید سر صحبت را  با مرد رویاهایم باز کنم. با هزار زحمت بر خودم مسلط شدم و با کلماتی بریده نصفش گنابادی نصفش کتابی گفتم آقای سلیمانی امشب با کی مسابقه دارید با نگاه و لبخندی مهر آمیز جوابم را داد. رفتار مهربانش به من جرات داد تا صحبت را ادامه دهم او نیز از من پرسید کجایی هستی و وقتی که فهمید من فقط برای دیدن مسابقات از فاصله ای تقریبا سیصد کیلومتری آمده ام لطفش زیاد تر شد.

علیرضا سلیمانی همه ویژگی های یک مرد دوست داشتنی را داشت .صورتی نمکین و شوخ ،سادگی ،دوربودن از تملق و ریا کاری و ... از او مردی ساخت که سالها در خاطرات امثال من باقی خواهد ماند.

و اما ای کاش آنهایی که امروز در رثای او نغمه ها سر می دهند در زندگی اش با او مهربان می بودند و شانس حضور در المپیک 1988را از او سلب نمی کردند.

علیرضا سلیمانی که در سال 1980و 1984المپیک مسکو و لوس انجلس را به دلیل تحریم این مسابقات از سوی ایران از دست داده بود می توانست در المپیک سئول به بخشی از آرزوهای خود که کسب مدال در المپیک است برسد که متاسفانه نرسید

و سرانجام او در سی و یکم اردیبهشت سال 1393دنیای خاکی را رها کرد در سن و سالی که هنوز می توانست زنده باشد و دام بپروراند و ما هم دلخوش باشیم که هنوز یکی از مرد خاطره های  ده شصت زنده است ونفس می کشد.

 soleymani-1393

یادش گرامی باد  

صادق ایزدی گنابادی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی